
در حضور دیگران می گویم تو محبوب من نیستی
و در ژرفای وجودم می دانم چه دروغی گفته ام
می گویم میان ما چیزی نبوده است
تنها برای این که از درد سر به دور باشیم
شایعات عشق را ٬ با آن شیرینی ٬ تکذیب می کنم
و تاریخ زیبای خود را ویران می کنم
احمقانه٬ اعلام بی گناهی می کنم
نیازم را می کشم
و از بهشت چشمان تو می گریزم
نقش دلقکی را بازی می کنم ٬عشق من
و در این بازی شکست می خورم و باز می گردم
زیرا که شب نمی تواند ٬حتی اگر بخواهد ٬
ستارگانش را نهان کند٬
و دریا نمی تواند ٬ حتی اگر بخواهد ٬
کشتی هایش را. |