وقتی عاشقم
سلطان جهانم
زمین و یکسره هر چه در آن است از آن من است
و سوار بر اسب تا دل آفتاب می رانم.
وقتی عاشقم
رودی ام از روشنایی
بی آنکه دیده بتواند بیندش٬
و شعر در دفترم
بدل به یاس و شقایق می شود.
وقتی عاشقم
در آن سوی زمانم
به تو می اندیشم
وقتی عاشقم
درختان همه
پابرهنه از برابرم می دوند...... |