نه از تو خواهم گفت
و نه از خودم،
ما دو صفر هستیم در پیوند با عشق
دو خط شتاب زده مدادی در حاشیه آن
اما با تو از چیزی،
بزرگتر و زلال تر از هردومان
سخن خواهم گفت:
از پروانه زیبایی که
بر شانه مان درخشید و ما به تلنگریش پراندیم.
از ماهی سرخی که
از ژرفای دریا برآمد و ما نابودش کردیم.
از ستاره ای آبی
که نورش را بر ما تاباند و ما خاموشش کردیم.
این نه ربطی به تو دارد ... نه به من
که دو صفر هستیم در پیوند با دایره عشق
و دو خط شتاب زده مدادی در حاشیه آن
همه چیز به این ماهی سرخ بسته است...
که دریا آن را در میان دستانمان جای داد
و ما در میان انگشتان له اش کردیم .
؛؛ نزارقباّنی ؛؛ |