تو نیز عشقی
از خونی و از خاکی
همچون دیگران.
گام بر می داری
همچون کسی که دل بر نمی کَند
از در خانه.
می نگَری همچون کسی که انتظار می کشد
و نمی بیند.
تو زمینی هستی
که درد می کشد و دَم بر نمی آورد.
خروش ها و خستگی ها داری،
حرف ها داری - گام بر می داری
به انتظار . عشق
خون توست - نه چیز دیگر.
پاوزه -۲۴ ژوئن ۱۹۴۶ |