بگذار در آینده نیز
گلایه نکنم
که سیاه ، سیاه است.
من کبوتری ندارم
که صبح ها پروازش دهم.
بگذار پرستو ها
کبوتران من باشند .
برگی زرد
بر دستم افتاد
اما نمی توانستم
کمکش کنم .
تاریک شده بود.
برای تازه شدن
باید از خانه بیرون می زدم.
مادرم گفت مواظب باش ،
بیرون سگ کشی است!!!!
گئورگ تومانیان
|