set as your home page
سوپ جوجه برای تقویت و نشاط روح

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386 ساعت 17:59

 

 

 

و هنگامی که خورشید خاموش شد

 

او لیوان را پر کرد

 

آن را به سلامتی خورشید سر کشید

 

و در تنهایی گریست.

 

 

 

 

و هنگامی که زمستان

 

چنگالهای سپیدش را

 

 در گلوی شهر فرو کرد

 

او لیوان را پر کرد

 

آن را به سلامتی خورشید سر کشید

 

و در تنهایی گریست.

 

 

 

 

 

و سرانجام

 

هنگامی که تقویم ، با فریاد

 

طلوع خورشید را نوید داد

 

او مردم را صدا کرد

 

خانه به خانه ،

 

کوچه به کوچه ،

 

و کوی به کوی....،

 

اما کسی در شهر نمانده بود

 

کسی در کوچه ها قدم نمی زد و خانه ها بی رحمانه متروک بودند.

 

 

 

 

 

سپیده دمان

 

او سرافکنده

 

در میان معجزه و خوش بختی ایستاد

 

لیوان را خرد کرد

 

و در تنهایی گریست.